شنبه ۲۹ اوت ۲۰۰۹

خانه تاریک است

خانه تاریک است
سکوت و تنهایی و غم و قدمت
همدم دیرین در و دیوارش.

مادربزرگ می‌گوید:
«هیچ امیدی نیست در سر مرا.»

می‌پیچد آواز مادر
در سربالایی‌هایی که تلخی را تکثیر می‌کنند،
یا ترغیب.

پدر
پیکر نحیف خود را می‌گستراند
روی تخم پرندگانی
که مادرشان سفره‌ای را رنگین ساخته‌اند.

خواهر
که شویش مرده‌ست
نمی‌رقصد
مگر در کابوس سیاهپوشان.

برادر دست فروشی می‌کند.
روزنامه می‌خواند
روزهای تعطیل.

راه خانه گم کرده‌ست
تن رنجورم.


کهتر خواهرم
در مدرسه الفبا می‌آموزد.
می‌تراود لبخند:
«روشن خواهیم کرد
خانه را.»

چهارشنبه ۱۹ اوت ۲۰۰۹

این سرزمین، سرزمین توست This land is your land

وودی گاتری (۱۹۱۲-۱۹۶۷) در ایالت اوکلاهما بدنیا آمد. او سراسر آمریکا را می‌گشت، شعر می‌سرود و گیتار می‌زد و آواز می‌خواند. «این سرزمین سرزمین توست» یکی از ترانه‌های مشهور اوست که خیلی زود سرودی ملی و جاودانه گشت.

این سرزمین، سرزمین توست

این سرزمین سرزمین توست، این سرزمین سرزمین منست
از کالیفرنیا تا جزیرهٔ نیویورک
از جنگل ردوود تا آبهای گلف استریم
این سرزمین برای تو و من ساخته شده است.

همچنانکه در کنارهٔ بزرگراه گام بر می‌داشتم
آسمان ِ تا بی نهایت را برفراز سرم نگریستم
وادی زرین زیر پایم را نگریستم
این سرزمین برای تو و من ساخته شده است.

گشتم و گشتم و رد پای خود را پی گرفتم
تا شن‌های درخشان دشتهای چون الماسش
همه جا در دور و برم صدایی مترنم بود:
این سرزمین برای تو و من ساخته شده است.

وقتی خورشید می‌تابید و پرسه می‌زدم
گندمزاران موج می‌زدند و توده‌های ابر در هم می‌پیچیدند
در حالیکه مه فضا را در بر می‌گرفت، صدایی مترنم می‌بود:
این سرزمین برای تو و من ساخته شده است.

این سرزمین سرزمین توست، این سرزمین سرزمین منست
از کالیفرنیا تا جزیرهٔ نیویورک
از جنگل ردوود تا آبهای گلف استریم
این سرزمین برای تو و من ساخته شده است.

وقتی خورشید می‌تابید و پرسه می‌زدم
گندمزاران موج می‌زدند و توده‌های ابر در هم می‌پیچیدند
در حالیکه مه فضا را در بر می‌گرفت، صدایی مترنم می‌بود:
این سرزمین برای تو و من ساخته شده است.

This land is your land by Woody Guthrie

This land is your land, this land is my land
From California to the New York Island
From the Redwood Forest to the Gulf Stream waters
This land was made for you and me.

As I went walking that ribbon of highway
I saw above me that endless skyway
I saw below me that golden valley
This land was made for you and me.

I roamed and I rambled and I followed my footsteps
To the sparkling sands of her diamond deserts
While all around me a voice was sounding
Saying this land was made for you and me.

When the sun came shining, and I was strolling
And the wheat fields waving and the dust clouds rolling
A voice was chanting, As the fog was lifting,
This land was made for you and me.

This land is your land, this land is my land
From California to the New York Island
From the Redwood Forest to the Gulf Stream waters
This land was made for you and me.

When the sun came shining, and I was strolling
And the wheat fields waving and the dust clouds rolling
A voice was chanting, As the fog was lifting,
This land was made for you and me.


شنبه ۸ اوت ۲۰۰۹

هستیم ما همه با تو We will rock you

We will rock you از ترانه‌های قدیمی و محبوب همهٔ دوران‌هاست، شاید به همین دلیل توافق و همدلی چندانی در معنا و مفهوم ابیات آن بین دوستدارانش بوجود نیامده است و هرکس از ظن خود یار او شده است. من بیشتر موسیقی آن را دوست دارم آن کوبندگی و ضرباهنگ و همراهی‌ها را آنجا که همه با هم می‌خوانند: We will rock you.
این ترانه سه بخش از حیات یک فرد را با زبانی خشن و عامیانه و در ظاهری غیر دوستانه روایت می‌کند:

  • در بخش اول نوجوانی خیابانگرد و خاک آلود به تصویر کشیده می‌شود که در پس همه شلوغ کاری‌هایش آرزوی روزی را در سر می‌پروراند که دست به کارهای بزرگ بزند.
  • در بخش دوم او جوانی برومند شده و برای رسیدن به آرمان‌هایش مبارزه می‌کند و پرچمش را به اهتزاز در می آورد و شاید از همین روست که چون هر مبارز دیگری چهره‌ا‌ش به خون نشسته.
  • در بخش پایانی او پیر و ناتوان شده است و بار دیگر و این بار ناشی از کهولت بر چهره اش گرد و غبار نشسته است، اما هنوز از دست از مبارزه نکشیده، تنها آرمان‌هایش متعالی‌تر گشته و در اندیشهٔ ‌صلح و رستگاری جهانی با استفاده از راه‌ها و شیوه‌های مسالمت آمیز و اصلاح طلبانه و شاید منطقی‌تر گام برمی‌دارد.

گروه خوانندگان - همراه مردم - در هر مرحله محکم و استوار ـ چون صخره‌‌ها- پشتیبان و مشوق اویند.

هی، پسرکی هستی که خیلی سر و صدا راه میندازی
تو خیابونا ساز خودتا می‌زنی و خیال داری یه روز آدم بزرگی بشی
صورتت را گِل مالی کردی
مرده شور ریختت را ببرند
قوطی‌هایت را اینور و اونور پرت می‌کنی

بخونین:
هستیم، هستیم ما همه با تو
هستیم، هستیم ما همه با تو

Buddy you’re a boy make a big noise
Playin’ in the street gonna be a big man some day
You got mud on yo’ face
You big disgrace
Kickin’ your can all over the place

Singing:
We will we will rock you
We will we will rock you

هی، جوونی و کله شق
تو خیابونا فریاد می‌زنی و خیال داری یه روز دنیا را صاحب بشی
رو صورتت خون مالیدی
مرده شور ریختتت را ببرند
پرچمتا بالا پایین می‌کنی

هستیم، هستیم ما همه با تو
حالا اینو بخونین:
هستیم، هستیم ما همه با تو

Buddy you’re a young man hard man
Shoutin’ in the street gonna take on the world some day
You got blood on yo’ face
You big disgrace
Wavin’ your banner all over the place

We will we will rock you
Sing it now
We will we will rock you

هی، پیرمردی و فلک زده
چشات زار می‌زنن با این وجود خیال داری یه روز صلح را برقرارکنی
صورتت را گِل مالی کردی
مرده شور ریختت را ببرند
یکی بهتره تو را سرجات بشونه

هستیم، هستیم ما همه با تو
بخونین:
هستیم، هستیم ما همه با تو
همه با هم: هستیم، هستیم ما همه با تو
هستیم، هستیم ما همه با تو

عالیه

Buddy you’re an old man poor man
Pleadin’ with your eyes gonna make you some peace some day
You got mud on your face
You big disgrace
Somebody better put you back in your place

We will we will rock you
Singing
We will we will rock you
everybody‌: we will we will rock you
We will we will rock you

Allright



شعر از برایان می Brian May اجرا گروه کویین Queen

این ترانه روی یوتیوب

چهارشنبه ۵ اوت ۲۰۰۹

غروب

چند جسد
غوطه ورند
در مرداب سبز.

دریا
فاصله دارد با آرامش.

موج‌ها سراسیمه
به صخره‌ها می‌کوبند.

پیری نشسته بر فراز کوهی بلند
شانه می‌کنند ریش سپیدش.
چشم دلش نزدیک بین.

راه می‌روند کودکان
شبها در دل خواب؛
کابوسی دایمی و مرموز
تهی می‌سازد
رویای آبیشان.

زنی آبستن است
پرندگان خاموش.

بوی تعفن می‌پیچید
در سکوت شهر.

پنجشنبه ۲۱ ژوئن ۲۰۰۷

ما

خانه ام را‌،
با دیوار سنگی خاکستری که می‌رسد به ماه،
خارج از دسترس‌،
ساخته‌اند از خانه ات‌.


چیزی گویا
رفته ز یادشان‌:
موشها
همیشه چون آب خوردن‌،
نقب می‌زنند‌،
در دل سنگهای سخت‌.

چهارشنبه ۲۰ ژوئن ۲۰۰۷

آرزو

پیش از آنکه‌،
مردان ماهی گیر، بگسترانند تور پهناور خود را‌،
می‌گفتم کاش یک ماهی بودم‌، در فضای ساده آب‌.

پیش از آنکه‌،
مردان چوب فروش‌، بیایند با ارۀ برقی پر خشمشان‌،
می‌گفتم کاش درختی سبز بودم‌، ریشه ام همدل خاک.

پیش از آنکه‌،
مردان شکارچی‌، قلب کوچک پرندگان بی خبر را نشانه روند‌،
می‌گفتم کاش پرنده ای بودم‌، آشنا با آسمان‌.

پیش از آنکه‌،
به خانه برسم از مدرسه هر روز‌،
می‌گویم هر چه هستم‌،
کاش خانۀ کوچک ما را‌،
نیابند مردان آزمند‌،
هرگز‌.

پنجشنبه ۱۴ ژوئن ۲۰۰۷

دخترک

صدای ساز ویلن زن کور کوچه گرد بد آواز‌،
باز
از سوراخ پنجرۀ دوده گرفتۀ اتاق تنهایی من‌،
می‌جوید راه آشنا تا گوش زنگار گرفته‌،
که: یا مددی!

می‌دانم دختر پنج بهارۀ او‌،
که پیرهن آبی پر ستاره‌ای کرده به تن‌،
و دامن سبز راه راه به پا‌،
چشم به پنجره دوخته که کی شود باز،
آید دستی برون به لطف و پشیزی همراه،
و ندایی: بود آیا مرا به ترانه‌ای مهمان امشب؟

این بار نیز
دست کور می‌جوید شانه دخترکش در سکوت‌:
برویم!
نیست کسی پشت پنجره‌.